پی نوشت:چقدر چیز جدید کشف کردم که یادم رفته بود بنویسم.یک :دوره وزمونه فداکاری گذشته این مال نسل منو گذشته ها بود از بچه های متولد ۶۰ به بالا نباید توقع از خود گذشتگی داشته باشیم .دو:بارون که می یاد اگه چاه خونتون پر باشه بوی مطبوعی خونه رو پر می کنه .سه :وقتی ماتیک بزنی لبات ترک نمی خوره.چهار:پر کفترو که ببری جلد می شه .پنج: ادمای دو رو چه زود رنگ عوض می کنند این چه زود شاید بعضی وقتا به ساعت هم نکشه .
از اینکه نه نه نمی نویسم حالم بدجوری خرابه اگه ادامه بدم دوباره می شه سیاه دوباره می شه غم وغصه بازی .چرا دستشو نگرفتم وای چه بی شعور شدم چه احمق چه بی رحم بودی دختر خبر نداشتی حالا بشین غصه بخور .لعنتی از یادم هم نمی ره .چی کار کنم .داشتم از خیابون کارگر می اومدم بیرون از کنار بانک ملی که می خواستم رد بشم دستشو به طر فم دراز کرد ظاهر مناسبی نداشت نه اینکه بد ولی خب چه می دونم من هم اهمیتی ندادم و رد شدم وای خدا اون فقط می خواست کمکش کنم که از سکوی بلند بیاید پایین ولی من احمق دربدر فکر کردم پول می خواد حالا منم ویک بار گنده ووحشتناک عذاب وجدان خدایا اگه منو نبخشی حق داری چه گندی زدم اول صبح یک روز اول هفته ای.
پی نوشت:خدا کنه امروز بارون بیادباز دوباره گریه زیر بارون می چسبه .خدایا خساستو بذار واسه روزی که غم وغصه هام کمتره .وای خودمو نمی بخشم .
بیهوده این رودخانه بزرگ موج بر می داردو میدرخشد ما بر ساحل نخواهیم نشست
جاده ها که امتداد می یابند بیهوده خود را خسته می کنند ما با هم در انها راه نخواهیم رفت
دلتنگی ها غریبی ها بیهوده است ما از هم خیلی فاصله داریم
نخواهیم گریست بیهوده تو را دوست دارم بیهوده زندگی می کنم این زندگی را قسمت نخواهیم کرد
عزیز نسین شاعر وطنز پرداز ترکیه ای
پی نوشت:وقیحانه دستگیره ماشینو گرفت می دونست زودتر از اون رسیدم ولی سوار شد گفتم یک نگاهی به صف هم بندازید همچین بد نمی شه با پر رویی گفت خب که چی گفتم یعنی اینکه لطفا نوبت را رعایت کنید گفت من می خوام برم بیمارستان گفتم قبرستون هم که بخوای بری باید رعایت کنی
ته نوشت: چقدر بی تربیت شدم .چقدر وقیح خدایا خودمو به تو می سپرم
پی نوشت:یک چیز جدید در راستا کشفیاتم کشف کردم اینکه اگه زیر بارون گریه کنی هیچکس نمی فهمه همه فکر می کنند غصه اسمونه که ریخته تو صورت تو.
پی نوشت :ببین که غرق اتشم.
خب سعی می کنم سیاه ننویسم .راستی چرا خودکار سفید نداریم که کار من راحت بشه حد اقل مطلبام کمی سفید می شد .راستی یک چیز جدید کشف کردم که خیلی هم سفیده .اینکه خدا همین نزدیکی است اره همین نزدیکی نگاه کن فقط با دقت .دیدی .حالا بگو من سیاه می نویسم خدا که دیگه سیاه نیست .هست؟شاید کشفم بچه گانه یا حد اقل خیلی نخ نما شده باشه ولی بعضی از همین کشفهای مسخره وبچه گانه انقدر راضیم می کنه که با هیچ دنیایی عوضش نمی کنم .دلم می خواد برم مسافرت لطفا یک خیر مهربون منو به شهرش دعوت کنه .قول می دم مهمونه خوبی باشم .می دونم خیلی چرت وپرت نوشتم ولی مهم اینه که من دارم کشف می کنم تنبلی رو کنار بذارید وایییییی چه دنیایی بی خیالی فقط کشف کنید حالا چه فرقی می کنه کشفاتون تکراری باشه .فعلا باید برم شاید یک چیزی کشفیدم.
پی نوشت: من همین الان کشف کردم که با ناخن بلند نمی شه تایپ کرد واه چه جالب نمی دونستم.
چند روزی خیلی احساس خستگی می کنم نمی دونم چم شده .لیلی هم که مدام غر می زنه که چرا این جوری شدم.هنوز دلیلش را پیدا نکردم .
پی نوشت :عمران صلاحی که مرد هیچی ننوشتم دلم از غصه دیگه سرشاره پس تا اطلاع ثانوی کسی نمیره که فعلا اعصاب ندارم.
پی نوشت: این روزا بازم حال عصب دارم .مشکلی نیست درست می شه خودم به خودم روحیه می دم اساسی دنیا همین جوری نمی مونه عزیزم.
راستی دلم از غصه خسته است می خوام طغیان کنم باز هم راست می گم به خدا دارم بهش فکر می کنم.اگه یک وقت خبری چیزی شنیدید باور کنید من بودم .
لا مذهب هر چی هم می گردم که پیداش نمی شه .
راستی من الان چند روزی می شه که حسابی حسابی غصه می خورم از چیزی یا کسی ناراحت نیستم ها راست می گم دروغگو سگه ولی نمی دونم چرا دوز غصه خوری بدنم هر روز بالاتر میره درمانی برام سراغ دارید لطفا البته.
پی نوشت: هنوز دلم گرفته ولی مطمئنم اون که زد ورفت وشکست یک روز یک جا کم میاره.
فردا یک سفر بلند مدت یک روزه دارم می رم ماهشهر برای تهیه گزارش تا حالا نرفتم نمی دونم چه جور شهریه هرکی منو می خونه و از ماهشهر شناخت داره لطفا نظر بده خوشحال می شم .سفر تنهایی رو دوست ندارم کاش یک اشنایی دوستی لیلی الهه یکی هم با من بود تو تنهایی غصه هام یادم میاد بد بختانه ومسافرتم سگی می شه.امیدوارم خوش بگذره.
اما بترس از کسی که می گوید تردید دارم.اریش فرید
یک چیز دیگه :چند روز ی می شه که دارم به چیزهای خوب فکر می کنم همون فکرهای که نمی دونم کجا رفته بود و حالا هم نمی دانم چه جوری و از کجا سر در اورده.
امروزم با دیروزم کلی فرق کرده و لابد فردایم با امروزم چه کشف احمقانه ای .
تریپ خفن و با کلاس بازی که ای بابا حال و حوصله زندگی را وندارم از این حرفا نمی گیرم به خدا ولی فعلا و تا اطلاع ثانوی نه حوصله زندگی رو دارم نه وقتشو.
لیلی امروز می اد پس هورا .
هوس پیتزا کردم .
سوخته پرو بالم
حوصله ندارم تا اطلاع ثانوی حالم از همه چیز و همه کس وهمه جا بهم می خوره این روزها دستگاه شکوفه سازی بدنم البته گلاب به روتون بدجوری فعال شده .شرمنده.
به تو می اندیشم ای سرا ا همه خوبی تک وتنها به تو می اندیشم
همه وقت هم جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
اخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
فریدون مشیری.خدایش رحمت کناد
کاش هوا همیشه گرم می ماند البته برف وبارانو دوست دارم ولی دوست ندارم سردم بشه .
رنگ برگاوخش خشی که زیر پا می کنند هم دوست دارم ولی دوست ندارم بلرزم .
خلاصه اینکه من هم خدارو می خوام هم خرمارو که در این شرایط غیر ممکن است پس من که فعلا کاری نمی تونم انجام بدم دستامو می برم بالا وخودمو به خدا می سپرم خدایا پاییز اومد هوای منو داشته باشیک وقت سردم نشه ها.
وره های درس پرسیدنهای معلمها تنگ شده تکلیف ننوشتنها دیر رسیدنهاو.....
راستی امروز حراست بهم تذکر داد نباید مانتوی کوتاه بپوشم ارایش م نباید داشته باشم چه اوضاع با حالی خداییش حال می کنم با این پریشونی ها چه جالب شده دنیام خودم خبر نداشتم .اخ هنوز هم از این که خر فرض شدم عصبانی هستم خداییش چه دلیلی داشت دروغ بگه من که هیچی بگذارو بگذر که دنیا دوروزه نخیر کی گفته دو روزه خیلی هم طولانیه مخصوصا وقتی غصه داری

