|
-بسته روي ميز رو با خوشحالي پاره كردم و بعد كلي جيغ كشيدم.يك ساعت خوشگل توش بود.با كلي ذوق و شوق دستم كردم و تو آينه به خودم نگاه كردم. اصلا انگار نه انگار كه اين جعبه كادو رو خودم ديشب گذاشته بودم روي ميز. -دارم سعي مي كنم خوشحال باشم.بچه ها تولد گرفتن برام.نعيمه ،آذر،زهرا، مهتاب،الهام،انوشه،نرگس و...گروه دوم هم عصر تشريف مي آورند. -دلم يك دسته گل نرگس مي خواد براي همه دردهاي توي دلم. -سعي مي كنم شاد باشم با بچه ها مي خندم و بعضي وقتها بغضم را مي خورم به زور. پي نوشت:هميشه روزاي تولدم به اين موضوع فكر مي كنم كه :اگر من به اين دنيا نمي آمدم چه اتفاقي براي هستي و دنيا و آدما مي افتاد ؟خب بفرماييد الان به دنيا اومدم چي شد؟
دلم تنگه براي گريه كردن كجاست مادر كجاست گهواره من؟ پي نوشت:قلبم اين روزها بيشتر از هميشه مي زند.نزديك روز تولدم افسردگي مياد سراغم و اشك.
دوست دارم همین حالا همه چیز تمام شود.توپ را در کنند و روی طبلهایشان بکوبند.خدایا لطفا همین حالا سال را نو کن .خسته ام از این همه کهنگی و کثیفی و خستگی . پی نوشت:اگر می فهمیدم اولین بار چه کسی این ویژه نامه عید را اختراع کرد.........................
وسط مسابقه بودم كه صدايش در آمد . شيهه ايي كشيد و يكهو ايستاد.بين زمين و آسمان بوديم. سر و سينه اش و نصف من از مانع رد شده بوديم.همين طور پا در هوا مانديم.از اسب پياده شدم.تو هوا خراب شده بود.پاي راستش را در آوردم .راضي بود مي گفت همين طوري هم مي پره.پريديم.ما الان تو آسمان هستيم همين بالا ،بالاي سر شما.فقط كمي خرابيم. پي نوشت:كاش يك باغبان بودم.با باغي پر از درخت و شكوفه و بعد تر هم ميوه.از درختها بالا مي رفتم و بيل مي زدم و شاخه هرس مي كردم و عشق مي كردم.
|
About![]()
.من اکرم احمدی هستم .روزنامه نگار.یک سال از سی سالگی ام گذشته. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
مهين جون |