|
دلم می خواد صبح که از خواب پا می شم چشام به گلدون شمعدونی باز شه.
ديليتت كرده ام.پاك پاك پاك پاك.نمي دانم كه كجايي كه چطوري و چه حالي .پاكت كرده ام. نمي دانم به چه راهي به چه جايي به چه نامي .پاكت كرده ام. رنگ پيرهنت را نمي دانم و اين كه هنوز كتان قهوه ايي مي پوشي با كفش مارك دار.پاكت كرده ام. صدايت هنوز خش دارد و آن غرور؟پاكت كرده ام.ديليت كامل. هنوز وقت رانندگي كج مي نشيني؟دستت هنوز زير چانه ات هست؟پاكت كرده ام. ساكتي هنوز؟كم حرف مي زني؟غر مي زني هنوز؟پاكت كرده ام. فصل داغ گرما.امسال هم شنا مي كني؟پاكت كرده ام. كافي ميكس چي ؟سرت ديگه گيج نمي ره از خوردن زيادشون؟پاكت كرده ام. من چي ؟نگرانم مي شوي؟سوژه عكسم چي ؟با لبخند و حوصله برايم فيگور مي گيري هنوز؟ پاكم كرده ايي؟ پاكت نكرده ام هنوز.
از اون روزای داغ که آفتاب بیشتر از روزای دیگه زورشو می زد ولی ما ..انگار نه انگار شاد و سرمست.دلم خرداد پیروزی می خواد. خرداد پیروزی با رنگهای سبز.سبز سبز سبز. پی نوشت:من چه سبزم و زیبا امروز و چه اندازه تنم هشیار است.
دنیا همینه عزیزم.این. می گه و سرشو تکون میده و من می مونم و یک دنیا فکرو فکرو فکر یک دنیا سوال. ببخشید آدمهای دورو دو چهره -نون به نرخ روز خور-زیر آب زن -کثیف-تنگ نظر و بخیل-این روزها زیاد شده یا به چشم من زیاد میاد؟ پی نوشت:لطفا نگو دنیا همینه عزیزم.عق به این دنیا با همه آدمای این جوری اش.
دنیا همینه عزیزم.این. می گه و سرشو تکون میده و من می مونم و یک دنیا فکرو فکرو فکر یک دنیا سوال. ببخشید آدمهای دورو دو چهره -نون به نرخ روز خور-زیر آب زن -کثیف-تنگ نظر و بخیل-این روزها زیاد شده یا به چشم من زیاد میاد؟ پی نوشت:لطفا نگو دنیا همینه عزیزم.عق به این دنیا با همه آدمای این جوری اش.
شاید یک روزی گم شدم.پر از آب مثل یک اقیانوس یا پر از درخت باشه مثل یک جنگل یا پر از شن باشه مثل یک کویر یا...ولی آدم نباشه کلا هیچ کس نباشه کلا.گم بشم گم و گور. گم و گور گم و گور.مثل یک ساعت پیش که تو ساحل گم شده بودم و پام تو صخره ها زخمی شده بود.گم شده بودم و رها. پی نوشت:پام هنوز لای صخره گیر کرده .آب دریا بالا اومده.
رفتنت آنقدرها كه فكر مي كني فاجعه نيست من مثل بيدهاي مجنون ايستاده مي ميرم نزار قباني
-من هنوز زنده ام.اين را ديشب فهميدم.وقتي با مردم شاد هم صدا شدم . سرود خواندم .دست زدم اشك ريختم.من پا به پاي بقيه مردم كه همه خوشحال بودند.ياد يار مهربان آيد همي مي خوانديم و دست مي زديم با روبانهاي سبز به دست و شالهاي سبز به سر.من هنوز زنده ام.يعني مي خواهم زنده بمانم. -بعد از چند روز فكر و خيال خنجر رفيق همه چيز و همه كس را فراموش كردم. جاي زخم را به كسي نشان ندادم.حالا همه چيز خوب است و من چه سبزم و زيبا امروز. -كارهاي جالبي تو اين چند روز انجام دادم.يك كار جديد تو كيش.هميشه عاشق كار كردن تو جزيره بودم. پي نوشت:خدا اين روزا بد جوري ازت راضي ام.
|
About![]()
.من اکرم احمدی هستم .روزنامه نگار.یک سال از سی سالگی ام گذشته. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 Links
مهين جون |