شاید گم بشم
شاید یک روزی گم شدم.پر از آب
مثل یک اقیانوس یا پر از درخت باشه مثل یک جنگل یا پر از شن باشه مثل یک کویر یا...ولی آدم نباشه کلا
هیچ کس نباشه کلا.گم بشم گم و گور.
گم و گور
گم و گور.مثل یک ساعت پیش که تو ساحل گم شده بودم و پام تو صخره ها زخمی شده بود.گم شده بودم
و رها.
پی نوشت:پام هنوز لای صخره گیر کرده .آب دریا بالا اومده.
+نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت3 بعد از ظهرتوسط اکرم احمدی | |
.من اکرم احمدی هستم .روزنامه نگار.یک سال از سی سالگی ام گذشته.
Home Email Night Skin
مهين جون بهترین دوستم لیلی خرسند دفترچه تنهایی عینالی کتایون حسن زاده مهرانه اتشی میلاد پیامی محمد خیر خواه عليرضا معتمدي شیوا ابا امیر علیزاده بانوی اردیبهشت اجی یارپیز سیاه سپید خاکستری غلامرضا تختی نویسنده کوچک بزرگ کوتاه هاي بلند-بهراد رضا شبنم طلوعی نعيمه دوستدار سهيلا بيگلر خاني اذر اسدي فهيمه خضر حيدري مرجان فولادوند شاهد حلاج مليحه همسفرم يادداشتهاي يك دختر ترشيده عكاس بانو-مريم مجد محمدرضا شاهرخي نژاد توكا نيستاني جليل جعفري.رقص با بانوي مضطرب میس کارتون ساهاک عذرا جوانمردي چرت كوتاه روي موزاييك يخ زده مسكالين-علي منتخب ماندگار-هما كبيري خاطره علي نسب جزیره بی خیالی Specific فتو نایت آپلود عکس گالری عکس کد موسیقی لایت قالب های نایت اسکین LinkDump دوره ات گذشتهققنوس کاربران آنلاین: بازديدها : Design by : Night Skin
دوره ات گذشتهققنوس