-بعضی روزا می شینم به احوالاتم فکر می کنم.اینکه خوبم یا بد ؟ بعضی وقتها راه می رم و به خودم
فکر می کنم.اینکه خوبم یا بد؟بعضی وقتها از پله ها که پایین می رم یا بالا می رم به خودم فکر می کنم
اینکه خوبم یا بد؟همین الان نشستم و به خودم فکر کردم .دیدم خیلی خوبم خیلی خیلی خوبم.از صبح
این جوری شروع شد:
-خانم ببخشید چه جوری میشه رفت فلسطین؟
-والله درست نمی دونم.باید برید سفارت حتما درخواست ویزا بدین و از این کارا دیگه حالا چرا فلسطین
میون این همه کشور؟
-واسه اینکه می خوام برم سینما فلسطین.
-وا مگه تو کشور خودمون سینما پیدا نمی شه؟
-چرا .شما شوخی می کنید یا منو دست انداختید؟
-چرا باید شمارو دست بندازم؟
سرشو انداخت پایین و زیر لبش گفت خدا شفات بده.
کلا من خوبم یا بد؟
خوشم با خاطراتم لطفا اینو ازم نگیرید که نامردیه.


