املاي منطقه ايي

بر نارفيگان شرم باد.

يچه سوار خوي.

اينو پشت يك اتوبوس زرد نوشته بودند كه گويا مال خوي بود.

خاک بر سرم

دیشب خواب خدارو دیدم که دنبالم می اومد تا باهام حرف بزنه. من مثل خنگا هی از دستش در

می رفتم و خودمو قایم می کردم.یه چیزی بود تو مایه های کوه و درخت و باد.قاطی .صداش مثل

صدای چنگیز جلیلوند بود.

سواد داری ؟نچ نچ

تو صف که ایستادم سرشو چرخوند طرف من و هی ایما و اشاره و از این کارا.تی شرت سورمه ایی

تنگ پوشیده بود تا بازوهای ورم کردش خوب به چشم بیاد.دستش رو می گذاشت رو پیشخون و هی بر

 می گشت تا عضله هاش بیفته بیرون.طوری موبایلش رو جواب می داد که گردش پشت بازوشو خوب

ببینم.نوبتش که شد گفت:شما بفرمایید خانوم مهندس.

-مرسی نوبت شماست

-نه بفرمایید.

رسید رو از کارمند بانک گرفتم تا پرش کنم.نگام می کرد.نگاش کردم.گفتم:می شه این رسید رو برای من

 پر کنید.

گفت:خودکار ندارید.بفرمایید اینم خودکار.

گفتم:نه سواد ندارم.

شوکه شده بود .هیچی نگفتم رسیدمو پر کرد.

-بفرمایید تموم شد.حالا امضا کنید.

-گفتم که سواد ندارم.انگشت می زنم.

باورش نمی شد.نمی دونم چه جوری جلوی خندمو گرفتم و زدم بیرون.

دارم با همه شوخی می کنم .با این دنیای کثافت .

پی نوشت:هر روز یک توانایی جدید در خودم کشف می کنم.این روزا صبوری و هضم اتفاقات.

...

همه موجودات در زندگی دنبال عشق می گردند

ولی بعد که به آرزوشون رسیدن

همه با هم به یک جمله می رسند

ما بودیم گفتیم؟

-گه خوردیم.

عمق فاجعه

وقتی با بچه ها خدا حافظی کردم به عمق فاجعه پی بردم.قبلش تو مهمونی و

جمع احساسش می کردم ولی بعد وقتی اولین پله رو تو تنهایی و تاریکی پایین اومدم به عمق فاجعه پی بردم به

عمق تنهایی ام که بعضی وقتها چقدر ترسناک خودشو بهم نشون می ده.

نوستالژي بازي

ديشب براي خودم عطري رو خريدم كه وقتي مادر داشتم مي زدم.وقتي از اتاقم مي آمدم

بيرون دماغشو مي گرفت و مي گفت:تو دوباره با اون عطر بو گندت دوش گرفتي ؟پيش من

نيا كه حالم بهم مي خوره.

من امروز دوباره با اون عطر بو گندوم دوش گرفتم و خودم خودمو دعوا كردمو و ريز ريز خنديدم

و زدم بيرون.

دیگر کاری ندارم

من با همه وجودم

خود را زدم به مردن

تا روزگار ،دیگر

کاری به من نداشته باشد

مثل بز اخوش نگاهم می کند.یعنی چی ؟

نگاهش می کنم مثل خودش :یعنی ولم کن عزیزم.من فال نمی خوام.ول نمی کند.با گریه :خاله تو رو خدا

تو رو خدا .دعات می کنم 200 تومن که پول نیست.تو فالم نوشته:

مخمور باده ی طرب انگیز عشق را

جامی نداد  و زهر جدایی چشاند و رفت

-دعام کردی مثلا.ببین روزگارمو.

مگه چشه خاله؟چشات که قشنگه.مانتوت هم قشنگه.کیفت بند داره دراز.کفشت دورش سفیده .روی صورتت

هم که جای چاقو نیست.

نمی دونم کجام.سرمو انداختم پایین و مثل خر اومدم بالا .اولشو یادم.سینما آزادی و بالاترش رو هم.حالا نمی

دونم کجام.نشستم کنار یک دختر فال فروش و پامو آویزون کردم تو جوب:این موقع شب خونه نمی ری؟

-الان میاد دنبالم.اسمش محموده.اینقده خوش تیپه.عاشقشم.

نمی تونم حدس بزنم چند سالشه از وقتی این جمله از دهنش پرید بیرون.حالا دارم با یه عاشق حرف می زنم.

زانوهای ورم کردم حالا آروم گرفتن مثل دخترک که کم مونده سرشو بزاره رو شونم.

-این موقع شب نمی ری خونه؟

نگاش می کنم.منتظر جواب دماغشو می کشه بالا و زل می زنه تو چشام.

چون بنده را سعادت خدمت نداد دست

بوسید آستانه و خدمت رساند و رفت

-گندت بزنند با این فالت

-فرار کردی؟

-آخه به قیافه من می خوره بچه؟

-خب چرا نمی ری خونتون.کسی میاد دنبالت.

-فالمو که دیدی مسخره بازم می پرسی؟

محمود می آید.با یک بستنی یخی پرتقالی و یک شاخه گل مریم.و من چقدر حالا همین حالا دلم یک بستنی

پرتقالی می خواهد و یک شاخه گل مریم که مثل خاطره.اسمش خاطره بود با لبخند بو کنم و با عشوه تو

موهام سر بدم.




خود آزاري

دو هفته ايي هست كه پاهام به شدت درد مي كنند.انگشت گندهه پام بي حس شده و پشت پام هم يك تاول

زده اندازه يك هندونه.ولي هر روز همين كفش رو مي پوشم.

يك دستبند چوبي ،سيمي خريدم كه سيمهاش مچ دستمو تيكه پاره كرده ولي الان چهار روزه كه شبانه روز تو

دستمه.

شانه ام از درد در حاله تركيدنه ولي هر روز كيفمو بزرگتر و سنگين تر مي كنم.

پوستم از آفتاب جزغاله شده.پنج شنبه هم كه رفتم كوه زير يك كوه خورشيد و نور هيچ كرمي نزدم.

قهوه و چاي داغ و فلفل نبايد بخورم قدغنه برام.الان يك سالي مي شه كه هر سه شون تو برنامه خوراكي

هام جا خوش كردن.

زانوي پاي راستم درد مي كنه از بس باهاش خوردم زمين و خوردم به در و ديوار بيچاره كم آورده.چند هفته ايي

مي شه كه روزي هزار بار از پله ها مي رم بالا و پايين.

كرم دور چشمم رو گذاشتم روي ميز توالت.هر شب مي رم نگاش مي كنم و زبونم رو در ميارم كه زكي فكر

كردي تو رو مي مالم دور چشمم؟

قرصهاي قلب و معده ام رو ريختم دور.درد مي كشم و به خودم مي پيچم و جيكم در نمياد.

خود آزاري شدم كلا اين روزا تماشايي.

ديروز بعد از كلي پله بالا و پايين رفتن،از هفت تير تا انقلاب هم پياده رفتم در حاليكه يك كيف سنگين روي دوشم

بود و آفتاب صورتمو مي سوزوند.توي يك كافه نشستم ويك قهوه داغ سفارش دادم و به موشهاي كانال

وسط بلوار كشاورز فكر كردم .قرصهاي معده وقلب من حتما كلي آنها را سر حال آورده.

دست به كمر چپق بزن

پهلوي راستم مدام تير مي كشد

تير مي كشد و تير مي كشد.هر روز

و من به زخمي كه نمي بينمش فكر مي كنم.

دست به كمر راه مي روم اين روزها و شعر بچگي ام را زمزمه مي كنم

ژاپني خره ريش داره

كلاه پشمي داره

دست به كمر چپق بزن

يك زن هندي داره.


مادرم مي گفت:تا ناز كش داري ناز كن نداري پاتو روبه قبله دراز كن.

الان پاهام درازه تو صفحه وبلاگم.

مي لنگه

مي لنگه

يك جاي كار مي لنگه

يك جاي كار اين زانوي من مي لنگه

مي لنگه

پي نوشت:امروز گوينده راديو گفت:سلام امروز 18 مرداد.....چنان جيغي كشيدم راننده هشتصد متر پريد بالا.عجب

بد و با سرعت مي گذره اين روزا.

امروز روز من نيست

امروز روز من نيست لطفا به من تبريك نگوييد.

امروز روز خبرنگاران مجبور نيست.

امروز روز خبرنگاران مجبور به خود سانسوري نيست.

نه امروز روز من نيست.


سوتی بی ادبی

این بازی سوتی رو دوست دارم چون خودم به بزرگ سوتی بده دنیا معروفم.

یک روز تو یک جلسه رسمی داشتیم درباره تنقلات و پفک و چیپس و هله هوله

 هایی که بچه ها می خورن حرف می زدیم .من گفتم خوب به جای اینها می

تونیم جایگزینهای مناسبی تعریف کنیم .مثلا می تونیم به جای این پفیلاها-چس

فیل-تو خونه خودمون ذرت بگیریم و بو بدیم.اینقدر هم این کار راحته من خودم تو

خونه این قدر خوب چ... می دم.جلسه رفت رو هوا من رفتم زیر میز.

می خواستم بگم من خودم این قدر خوب ذرت بو می دم که این چس فیل لعنتی

منو به اشتباه انداخت.

بازم دارم .حداقل روزی یک سوتی خفن در تحریریه یا فنی از بنده صادر می شه.

پی نوشت:کاش یکی به زور منو می برد سفر.گروگان می گرفتن منو کاشکی

و می بردن یه کوهی دشتی اونجا آزادم می کردند .بابت چی حالا نمی دونم.

بادبادکم

 

دیشب ساعت ۲:۳۰ وقتی خوابم نبرد با قیچی افتادم به جون روزنامه هام.بریدم و بریدم.بدنه و دنباله را

با مهارت به هم چسبوندم.وقت هوا کردن بادبادکم بود.با یک بدنه لوزی شکل و دو متر دنباله.بیرون باد

نمی آمد.آروم آروم بود آسمون از بخت من .هر چه کردم بادبادکم بالا نرفت.الان آویزونش کردم به در کمدم.

شاید پرواز کند امشب بادبادکم.

....

اگه سرم پايينه از سر به زير بودنم نيست

..

..

..


دختر 7 ساله بی منطق

امروز یک دختر ۷ ساله بی منطقم.یک دختر ۷ ساله بی منطق و لجباز و لوس و ننر که هرچه بگویی

توی مخش نمی رود.امروز از صبح بهانه گرفته ام و اشک ریخته ام.

امروز این دختر ۷ ساله مادر می خواهد.یعنی از صبح که نه از دیشب این دختر ۷ ساله مادر می

خواهد.فقط یک سوال بی جواب دارد این دختر.

حالا که بیشتر از هر روز و هر لحظه و هر ساعت و هر دقیقه و هر ثانیه مادرش را می خواهد.

پاهایم را محکم روی زمین می کوبم امروز.امروز هیچ جوابی و حرفی و بهانه ایی را قبول نمی کنم

من فقط امروز جواب این سوال را می خواهم.این دختر ۷ ساله لوس ننر و گر گرو امروز فقط یک جواب

درست و حسابی می خواهد.من امروز فقط مادرم را می خواهم.من امروز فقط مادرم را می خواهم.

من امروز فقط مادرم را می خواهم.با آغوشش .با صدایش.با لبخندش.با نوازشش.می خواهم فراموش

کنم.هر چه درد کشیدم.هر چه بدی دیدم.هر چه حرف شنیدم.من امروز مادرم را می خواهم.

پی نوشت:منتظر یک تلنگرم که زار بزنم.

 

بالهای سالم سالم

بعضي وقتها دلم براي من مي سوزد

براي من گم شده

من فراموش شده

من شكسته شده

من له شده

من بيمار شده

من ترك شده

من تنها شده

بالهايم را باز كرده ام

به آسمان خيره شده ام

به پرواز در مي آيم روزي

در رويا هايم ديده ام

دختري رها در آسمان

با دوبال سالم سالم سالم

وقتي كارد به استخوان مي رسد

وقتي كارد به استخوان مي رسه

بايد با زور كارد رو

از استخوان بيرون بكشيم

و با نهايت قدرت

يك جاي بهتر واسه فرو كردنش پيدا كنيم.

دوباره و دوباره هم مي شه اين كار و انجام داد.فقط بايد حواسمون باشه تا به استخوان رسيد بكشيمش بيرون

الان كارد به استخوانم رسيده.

همين الان مشغول زور زدنم تا بكشمش بيرون.

....نيومد .با استخوانم يكي شده اين كارد.


...

هنوز

هم

می شه

عاشق

 

 

 

 

شد؟

پی نوشت:شدیدا به یک نفرِ -یک چیز-یک جا-یک گل -یک حیوان-و......احتیاج دارم تا عاشقش بشم.

كفشهايم يخ زده

كفشهايم را كه از فريزر در آوردم يخ زده بود.

حقش بود.

ديروز پايم را كشت.

ديشب من منجمدش كردم

با روزنامه هاي خيس شده در گلويش.

پي نوشت:پاهام تاول زده.انگشت كوچيكه ام هم له شده بي زحمت.كج راه مي رم حالا.مثل يك مرغ كرچ شده.


خدايا

عمر مارا مهلت امروز و فرداي تو نيست.

همين كه گفتم.